خانه > دسته‌بندی نشده, نقد و بررسي > بیست و چهارمین دوره نمایشگاه کتاب از نگاه یک بازدید کننده

بیست و چهارمین دوره نمایشگاه کتاب از نگاه یک بازدید کننده

امسال نیز به رسم سال های قبل، با هدف آشنایی با جدیدترین کتاب ها، تصمیم گرفتم که به نمایشگاه کتاب (بیست و چهارمین دوره) برم و یه روز رو برای این کار تعیین کردم. بعد از رسیدن روز موعود، بار و بندیل را جمع کردم و کوله را به دوش انداختم تا برم و ببینیم که امسال باید چه بخرم! در اولین قدم برای جلوگیری از آلودگی هوا و ترویج استفاده از سیستم حمل و نقل عمومی، سوار مترو شدم تا هم دود اگزوز ماشین وارد هوا نشود  و هم بر تعداد استفاده کنندگان از حمل و نقل عمومی بیافزایم! در اولین حرکت باید برای رسیدن به نمایشگاه به خط امام خمینی می رفتم که به لطف تاخیر های بی سابقه! مترو تهران، حدود ۲۰ دقیقه منتظر ماندم که قطار درب خود را ببنند تا به ایستگاه امام خمینی بروم. در ابتدا و تا ایستگاه امام خمینی، جمعیت نسبتا زیاد بود اما قابل تحمل بوده و به جز لِه شدن کفش و خاکی شدن پاچه شلوار، به سلامت بیرون آمدم، بعدش برای تغییر مسیر به سمت خط یک یعنی تجریش به راه افتادم که در بین مسیر یک بوی تهوع آور را استشمام کردم، اطراف خود و زمین را نگاه کردم تا شاید یک چیز فاسد شده را دیده باشم و علت رو جیا بشم، اما چیز ندیدم، تا اینکه چند قدم جلوتر، یک پیرمرد با مفتضح ترین شکل ممکن با یک کت بلند را دیدم که هر کسی در اطراف بود، فرار می کرد! و این پیرمرد ظاهرا چند سالی به حمام نرفته بود و چرک از سر و رویش می بارید. پس از پشت سر گذاشتن این پیرمرد بدبو، به سمت قطار های خط یک رفتم که با دیدن خیل عظیم جمعیت؛ از داشتن چنین مردم کتاب خوانی به وجد آمدم؛ به طوری که منتظر شدم تا دو قطار بروند و من جلوی درب قرار بگیرم، که همین هم شد و توانستم با سومین قطار که انصافا با فاصله کمی رسید، وارد شوم اما اینجا فشار بسیار بود چون همه مشتاقان کتاب می خواستند خود را جا دهند و به مصلی بیایند. پس از تحمل کش و قوس های فراوان، به ایستگاه مصلی رسیدم و به نمایشگاه کتاب سلامی کردم و با شوق وارد شدم. از همان ابتدا کاملا برایم قابل درک بود که با این گرمای هوا( +۳۰)، نمی توانم تمام غرفه ها را ببینم، پس غرفه ها را گلچین کردم تا فقط به بخش، کتاب های دانشگاه، خارجی و عمومی بروم.

کتاببه خاطر اینکه حجم غرفه های کتاب های خارجی کمتر است، اول به سمت این بخش رفتم و طبق معمول، جمعیت کمی را مشاهده کردم که در این بخش عادی است و به جستجوی کتاب ها پرداختم که در بین آنها کتاب های ۲۰۱۱ با تخفیف و قیمت مناسبی عرضه می شد که امید ما را به دیدن ادامه نمایشگاه بیشتر کرد، بعد از اتمام گشتن در میان کتب های خارجی به بخش دانشگاهی رفتم که این قسمت همانند کتاب های خارجی از جمعیت کم خبری نبود و دانشجو ها با جمعیت فوق العاده زیاد و متراکم به چشم می خورند که در همان چند دقیقه ابتدایی و با گرمای هوا، ترجیح دادم که کتاب ها را از همان انقلاب تهیه کنم، در این میان مردم مختلف را می دیدم که در استراحت در گوشه و کنار راه پله ها هستند و برخی از افراد در محیط بیرونی و در چمن ها مشغول به استراحت هستند،‌پس از انصراف از بخش کتاب های دانشگاهی به سمت کتاب های عمومی رفته که جمعیت آنجا متعادل تر بود؛ اما از تمامی قشرها در آن برای دریافت کتاب های عمومی حضور داشتند، من نیز برای تهیه کتاب مورد نظر به قسمت راهنما رفته و نام انتشارات مورد نظر را پیدا کردم و به سراغش رفتم و با یک تخفیف ۱۰٪ آن را خریدم که این تخفیف خوشحال کننده بود! یک نکته بسیار مهم در این بین، فاصله بسیار زیاد بین غرفه های کتاب های داخلی و خارجی بود که برای رفتن از بخش خارجی به داخلی، باید یک مسافت طولانی با پله های بلند را در گرمای شدید طی می کردم. از کتاب بگذریم، یکی از پر رونق ترین بخش های نمایشگاه را می توان، غرفه های ساندویچ و خوراکی دانست که برای دریافت یک ساندویچ باید ۱۰ دقیقه در صف می ماندید، که این نشان از علاقه شدید مردم به کتاب و به تبع آن، گرسنه شدن شدید حکایت دارد که در صف غذا و نوشیدنی ها هستند، به نظر می رسد کاسبی این فروشگاه ها از غرفه داران کتاب هم بیشتر باشد!

به هر حال نمایشگاه کتاب امسال نیز تا دو روز دیگر با تمامی کتاب هایش تمام می شود و میرود تا اردیبهشت ۱۳۹۱! زمانی نمایشگاه کتاب در مکان فعلی نبود و دسترسی کمی سخت تر بود، اما یک مکان نوستالژیک بوده و کلی خاطره در ذهن آدم تداعی می شد، اما حالا با توجه به مسیر سر راست و مترو خور آن، درست است که حمل و نقل و دسترسی را راحتر کرده است، اما اگر کسی کتاب خوان هم نباشد، برای تفریح هم شده به نمایشگاه می آید و این مسئله باعث می شود که جمعیت بسیار زیادی جمع شوند و کتاب خوان های واقعی، نتوانند به راحتی به کتاب های خود دسترسی پیدا کنند، هم اکنون فاصله زیاد بین غرفه ها و در فضای باز بودن آن، باعث می شود که دسترسی سخت تر شود و امکان تهویه مناسب وجود نداشته باشد. به هر حال امیدوارم نمایشگاه در سال های آینده منظم تر و هدفمند تر شود، تا هم کتاب خوان ها مشکلی نداشته باشند و هم غرفه دارها به راحتی بتوانند محصولات خود را عرضه کنند.

 

Related posts:

  1. معرفی کتاب: یوسف‌آباد، خیابان سی‌ و سوم