خانه > جوانان ما > اهداف جوانان از رفتن به باشگاه‌های بدنسازی

اهداف جوانان از رفتن به باشگاه‌های بدنسازی

ورزش خوب است. این جمله را بارها و بارها شنیده‌ایم، از متخصص قلب و عروق گرفته تا پدربزرگِ پیرمان، توصیه می‌کنند ورزش کنیم تا سالم بمانیم. اما این ورزشی که داریم راجبه آن صحبت می‌کنیم، خودش چند بخش و دسته دارد. از ورزش‌های هوازی گرفته تا قدرتی. در بین قدرتی‌ها، یک مدل هست که چند سالیست در ایران خیلی محبوب شده و جوانان زیادی را به سمت خود کشیده است و آن چیزی نیست جز «بدنسازی و فیتنس». اگر کمی در سطح شهر قدم بزنید، حتما جوانان «سینه کفتری» زیادی را می‌بینید که چاکِ پیراهنِ ۵ سانتی‌خود را تا آخر باز کرده‌اند و در حالِ راه رفتند هستند. این‌بار به سراغ چند تن از این جوانان ورزشکار رفته‌ایم و مصاحبه کوتاهی را با آنها انجام داده‌ایم تا متوجه شویم نیت و قصد آنها از روی آوردن به چنین ورزشی چه بوده است.

بدنسازی

جوانِ اول: دورِ بازو: ۴۰ سانت | سن: ۱۹ سال | میزان خرجی که برای موارد پروتئینی کرده است: ۳۰۰ هزار تومان

  • سوال ما: چی شد که به این رشته و ورزش علاقه‌مند شدی و چطور به این حجم رسیدی؟
  • جواب: والا جریان کشیده شدن من به این ورزش کاملا اتفاقی بود. یکبار که داشتم از جلوی باشگاه بدنسازی رد می‌شدم، دیدم که یک آهنگِ خفن خارجی با صدای بلند داره پخش میشه، رفتم داخل و دیدم که همه اعضای اونجا به سختی در حالِ ورزش کردن هستند و عکسِ «آرنولد شوارزنگر» هم روی دیوار هست؛ از اونجا بود که یک حسِ خوبی تو من جرقه خورد. فرداش رفتم ثبت‌نام کردم و با تلاش‌های شخصی خودم و با کمک مقداری مکمل مجاز، به این حجم رسیدم. من فقط «کراتین» می‌زنم و لب به هیچ چیز دیگه‌ای نمیزنم.
  • سوال ما: توصیه‌ات به جوانان هم سن و سال خودت؟
  • جواب: حتمن این رشته رو امتحان کنید، خیلی حال میده. مخصوصا زمانی که وزنه‌ها رو بلند می‌کنیم و کلی عربده می‌زنیم.

جوانِ دوم: دور بازو: ۶۵ سانت | سن: ۲۲ سال | میزان خرجی که برای مواد پروتئینی کرده است: ۸۰۰ هزار تومان

  • سوال ما: چی شد که به این رشته و ورزش علاقه‌مند شدی و چطور به این حجم رسیدی؟
  • جواب: بسوزه پدرِ عاشقی. روم نمیشه بگم… راستش رو بخواید… آخه چطور بگم… من عاشقِ یه دختری شده بودم اما استیلِ خیلی داغونی داشتم و کلی اعتماد به نفسم اومده بود پایین. یک روز که داشتم با یکی از رفیق‌هام گپ می‌زدم و صحبت از این قضیه شد،‌ باشگاه سر کوچه‌اشون رو بهم معرفی کرد و گفت مربی‌اش سر دو هفته، هیکلِ آدم رو در حدِ «تام کروز» می‌کنه. ما هم رفتیم و خدا رو شکر، تام کروز که هیچی، «فرامرز خودنگاه» رو هم گذاشتیم توی جیب‌مون. برای رسیدن به این حجم، علاوه بر استفاده از پروتئین‌های مجازی که با تایید وزارت بهداشت بوده،‌ کمی هم چکیده عصارهِ فیل‌ هندی رو مصرف کردم. در اینجا جا داره که تشکر ویژه‌ای بکنم از مربی‌ام که با راهنمایی‌های خودش، تو دوهفته چنین هیکلی به من داد.
  • سوال ما: توصیه‌ات به جوانان هم سن و سال خودت؟
  • جواب: فقط تو یک جمله بگم «عاشقی بد دردیه». حرف دیگه‌ای ندارم.

جوانِ سوم: دور بازوی راست: ۱۰۰ سانت | سن: ۲۶ سال | میزان خرجی که برای مواد پروتئینی کرده است: معلوم نیست

  • سوال ما: چی شد که به این رشته و ورزش علاقه‌مند شدی و چطور به این حجم رسیدی؟
  • جواب: همه چیز از یک کل کل ساده تو محل شروع شد. داشتیم با بچه‌ها از خاطرات خدمت می‌گفتیم که یکدفعه یه جوون اومد تو کوچه و خیلی هم سنگین راه می‌رفت، هیکل رو داده بود بیرون و ما هم کلی ترسیده بودیم؛ از اونجا بود که گفتیم ممکنه یک روزی با اینا دعوا کنیم و صرفا برای همین قضیه، سریع رفتیم یک باشگاه بدنسازی توپول و  خودمون رو ساختیم. نمی‌دونم مشکل از آمپولِ «گُرازِ کنیایی» بود یا عصارهِ «شتر هندی» که ما یکدفعه کولمون بهم ریخت. می‌خواستیم مثلِ این قوی‌ترین مردان ایران بشیم تا کسی جرات نکنه بهمون چپ نگاه کنه اما این مربی روان پریش ما، دستور ترکیب مواد دارویی رو اشتباه به ما داد و یک آمپول اشتباه زدیم. الان بازوی راست من ۱۰۰ سانت هست و بازوی چپ ۱۲۰ سانت. یک کولم بالاتر از اون یکی هست و کلا توازنِ بدنم بهم ریخته. اما با همین هیکل هم دیگه کُل محل رو حریفم، عشق است هیکل خودم.
  • سوال ما: توصیه‌ات به جوانان هم سن و سال خودت؟
  • جواب: اول از همه و قبل از اینکه توصیه بکنم، به اون بچه گنده لات محل کناری از همین تیریبون می‌”گم که هیچ *** نیستی و جرات داری یکبار دیگه محل ما سنگین را برو. برای توصیه هم باید بگم که از محلول گراز استفاده نکنید و به جاش از عصاره «خرسِ آنگولایی» استفاده کنید تا خدای نکرده مثل من، هیکل‌تون بالا پایین نشه و ردیف بمونید. و در آخر اینکه هر کی شاخ و شوخه کشید، بزنید له‌اش کنید.

آنچه که در بالا خواندید، یک مصاحبه کوتاه بود با چند جوانِ بدنساز که حسابی از وضعیتِ هیکل خود راضی بودند. در ادامه یک سری از قوانین عمومی را می‌نویسم که افراد باشگاه رفته حتما رعایت می‌کنند. بعید است کسی در این دوره و زمانه، باشگاه بدنسازی برود اما قوانین زیر را رعایت نکند.

۱) باز کردن ۳ دکمه اول پیراهن در فصل زمستان.
۲) پوشیدن تی‌شرت تنگ در فصلِ تابستان.
۳)  باز کردن پاها به اندازه ۴۰ تا ۵۰ سانتی‌متر موقع راه رفتن.
۴) باز کردن دست‌ها به طوری که انگار هندوانه زیر بغل‌شان گرفته‌اند.
۵) نگاه غضبناک به جوانان همسن و سال
۶)  برنزه کردن پوست به مقدار لازم
۷) گرفتن فیگور وقتی که یک خانم یا دختر از کنارشان رد می‌شود.
۸) سنگین کردن تُنِ صدا و نگاه از بالا به پایین.
۹) تراشیدن مو و گذاشتن مُدلِ «بوکسوری»

 

 

No related posts.

  1. ۲۵ تیر ۱۳۹۱ در ۱۷:۲۸ | #1

    آرمان اون عکست منو کشه ، دو بازشون اندازه دور بازوی منه!!
    اینم اضافه کن از موارد اصلی برای فهمیدن کسی که باشگاه رفته اینه که از بالا به پائین نگاش کنید اگر شبیه گلدون بود اصلا باهاش در نیفتید نهایتا یه سوزن بهش بزنید بادش خالی شه

    • آرمان حسینی
      ۲۵ تیر ۱۳۹۱ در ۱۷:۳۵ | #2

      اینم پیشنهادِ جالبی بود :) ممنون

  1. بدون بازتاب