خانه > نقد و بررسي > پیامدهای گرانی کاغذ

پیامدهای گرانی کاغذ

ظاهرا هر چه انرژی در کالبد مسئولین بود، برای کنترل قیمت خوراکی‌ها به کار رفت و همگی از محصولات فرهنگی غافل شدند. در حالی که ما در تب و تاب آخرین قیمت بستنی وانیلی، شیر و مرغ بودیم، قیمت کاغذ یک روند صعودی به خود گرفت و طوری به نوک قله رسید که دیگر دست هیچکس به آن نمی‌رسد، حتی ناشران کهنه‌کار. در همین رابطه، دبیر انجمن نویسندگان کودک و نوجوان در مصاحبه‌ای با خبرگزاری ایسنا عنوان کرد که: «احتمال حذف کتاب از خرید‌های خانواده و جود دارد» این مصاحبه و صحبت‌ فعالان حوزه نشر، به ما نشان می‌دهد که وضعیت این بخش چندان جالب نیست. برای اینکه ببینیم این گرانی چه تاثیری در حوزه نشر و یا کتابخوانی مردم دارد، مجموعه پیامدهای آن را لیست کردیم تا وضعیت شفاف‌تر شود.

گرانی کاغذ

عکس از خبرگزاری ایسنا

- افزایش قیمت 

در سال‌های اخیر، کتاب به خودی خود گران بود و قشر متوسط-ضعیف جامعه بارها به آن تاکید داشتند اما با گرانی جدید کاغذ، این روند افزایش قیمت شدیدتر می‌شود، به طوری که شاید قشر مُرفّه جامعه هم از قیمت‌های جدید شاکی شوند و به سراغ خرید کتاب نروند. به غیر از کتاب‌هایی که سوبسید دولتی می‌گیرند، بخش اعظمی شامل تعرفه‌های جدید می‌شوند.

  • پیامد: در حالت عادی و با در نظر قیمت کتاب‌های سال گذشته، یک کتاب علمی با تعداد ۶۰۰ الی ۷۰۰ صفحه، قیمتی تا ۲۰ هزار تومان داشته است. اگر دانشجویی بخواهد برای تحقیقات رشته‌ی خود و کسب اطلاعات بیشتر، دو الی سه کتاب علمی به عنوان منبع در ماه تهیه کند، هزینه‌ای بالغ بر ۶۰ هزار تومان را باید بپردازد. کتاب‌های رمان، فلسفی، آموزشی و غیره نیز وضعیت مشابه‌ای دارند. این یک حقیقت است که قشر متوسط جامعه امکان خرید کتاب‌های ۱۵ تا ۳۰ هزار تومانی را ندارند. در خوشبینانه‌ترین حالت، وقتی که شخصی به کتاب‌فروشی می‌رود و قیمت‌های جدید را ملاحضه می‌کند، به جای اینکه ۱۵ الی ۳۰ هزار تومان برای یک کتاب آموزشی یا فلسفی بپردازد، ترجیح می‌دهد با همین پول اینترنت ماهیانه‌ی خود را شارژ کند و یا دو الی سه بار به یک فست‌فود برود.

- کاهش تیراژ 

اگر قیمت کاغذ بخواهد به همین شکل باقی بماند و یارانه‌ای به آن اختصاص داده نشود، تیراژ کتاب‌های خوب و نفیس پایین می‌آید. از کتاب‌های رمان گرفته تا علمی، همگی تحت تاثیر افزایش قیمت قرار می‌گیرند و ناشران حاضر نمی‌شوند در تیراژ بالا، کتاب‌ها را چاپ کنند. گرچه اگر تیراژ بالا هم باشد، به دلیل قیمت بالا، کتاب‌ها تنها خاک می‌خورند و ناشر ضرر می‌بیند.

  • پیامد:  کاهش تیراژ یک پیامد مهم دارد و آن چیزی نیست جز کم شدن کتاب‌ها در قفسه‌ کتاب‌فروشی‌ها. اگر در سال گذشته یک کتاب فروشی، دو قفسه بزرگ را برای کتاب‌های رمان اختصاص می‌داد، در سال جاری و با کم شدن تیراژها، تنها یک قفسه برای کتاب‌های رمان خالی می‌گذارد و در آن یکی قفسه چیزهایی مثل مداد رنگی، عروسک باربی، سالنامه و غیره که همگی تولیدات چین هست را قرار می‌دهند.

- سرانه مطالعه

طبق تعریف نویسندگان ویکیپدیا: «سرانه مطالعه مدت زمان متوسط مطالعه یک نفر در یک شبانه‌روز را نشان می‌دهد.» آمار خیلی رسمی از سرانه مطالعه ایرانیان در دست نیست، هر مسئولی یک عددی را بیان می‌کند، دقیقا مثل کاربران اینترنت که هر سازمانی آمار مختص به خود را بازگو می‌کند. در حال حاضر تخمین زده می‌شود که سرانه مطالعه ایرانیان، بین ۲ تا ۱۸ دقیقه باشد که بیشتر احتمال می‌رود عدد حقیقی نزدیک ۲ دقیقه باشد. گرچه این آمار بدون در نظر گرفتن مطالعه روزنامه و کتاب‌های مذهبی در جامعه است.

  • پیامد: با گرانی کاغذ و به تبع آن کتاب، سرانه مطالعه ممکن است از ۲ دقیقه به زیر ۶۰ ثانیه برسد و در سال‌های آینده هنگام مرور آمارها، اشاره کنیم که سرانه مطالعه‌ی ما، ۱۰ ثانیه و ۴ دهم ثانیه است.

- بسته شدن کتاب فروشی‌ها

بدلیل نبود حمایت‌های مناسب و کافی، در دهه ۸۰ شمسی، بسیاری از کتاب‌ فروشی‌ها بسته شدند. ناشرانی بودند که به سود حاصل از کتاب فروشی امیدی نداشتند و به جای کتاب‌فروشی خود، قهوه‌خانه و فست‌فودهای پر مشتری راه انداختند. از انتشارات قدیمی و پرسابقه‌ی تهران، چند تای آنها باقی مانده‌اند؟ فعالان فعلی چقدر سود دارند؟ قطعا اگر علاقه‌ و همت ناشران فعلی نبود، معدود انتشارات مستقل ایرانی هم جای خود را به خوراک‌پزی‌های امروزی می‌دادند و یا تبدیل به کافه‌ای می‌شدند که یک کتابخانه ۴۰ سانتی‌ با دو کتاب از حافظ و سعدی، کافه نشینان را سرگرم می‌کرد.

  • پیامد: با کم شدن کتاب‌ فروشی‌ها، رغبت خریدران برای سر زدن به کتاب‌فروشی‌‌‌ها کمتر می‌شود. خرید اینترنتی هنوز در بین ایرانیان به خوبی جای باز نکرده و اکثرا ترجیح می‌دهند به صورت فیزیکی برای خرید مراجعه کنند. وقتی جلوش چشمانتان کتاب‌فروشی نباشد و مجبور باشید به نقطه دیگری از شهر برای تهیه کتاب روید، قطعا این کار را در اولویت‌های پایین‌ترتان قرار می‌دهید و با خود گمان می‌:کنید که به راحتی نمی‌توان یک کتاب را پیدا کرد و باید به کتاب فروشی‌های زیادی سر زد که در اصل نیز همینطور است، همه‌ی مردم به میدان انقلاب دسترسی ندارند.
- کور شدن استعداد نویسنده‌های جوان
در این سال‌ها، هر ناشری به نویسنده‌های جوان اعتماد نمی‌کند و گاهی اوقات خود نویسنده باید بخشی از هزینه‌ها را پرداخت کند تا کتابش چاپ شود. در حال حاضر و با بالا رفتن قیمت کاغذ، عرصه بر نویسنده‌های با تجربه هم تنگ شده، چه برسد به نویسنده‌های جوان. جوانانی که می‌خواهند اولین تجربه خود را در زمینه نویسندگی کتاب نشان دهند و نخستین کتاب‌هایشان را به بازار عرضه کنند، با علامت «ورود ممنوع» ناشران مواجه می‌شوند و تنها در صورتی می‌توانند کتاب چاپی خود را ببینند که پول چاپ را از جیب خود پرداخت کنند که این نیز یک واقعیت بسیار تلخ است و بسیاری به این مشکل گرفتار می‌شوند.

- نتیجه: افزایش قیمت کاغذ، پیامدهای ناگواری دارد که مهم‌ترین آنها در بالا ذکر شد. افزایش قیمت، پایین‌ آمدن تیراژ و بسته شدن کتاب‌ فروشی‌ها، تاثیر مستقیمی بر فرهنگ مردم دارد. تصور کنید جامعه‌ای که دانش‌آموزان و دانشجویان آن فقط کتاب‌های درسی خود را مطالعه کنند و کارگران، کارمندان و شاغلینی از این دست سالی یک کتاب جدید هم نخوانند. سخت است فهماندن تاثیر محو شدن کتاب از جامعه. زندگی فقط خوردن، تفریح و کار نیست. آدمی‌زاد بدون آگاهی هیچ است و بخش عظمی از این آگاهی از طریق کتاب به دست می‌آید، کتابی که جدی گرفته نمی‌شود.

No related posts.

  1. خواننده
    ۳۰ مرداد ۱۳۹۱ در ۱۳:۲۸ | #1

    آرمان جان راست گفتی، شاید بشه گفت این هم به علت نبود تکنولوژی لازم برای تولید کاغذ از شیوه های نو باشه!
    آدم حظ میکنه کتاب خارجی هارو نگاه میکنه!
    درضمن رقبت درست نیست، رغبت درسته.

    • آرمان حسینی
      ۳۰ مرداد ۱۳۹۱ در ۱۳:۵۸ | #2

      اون که بله، از فناوری‌های بازیافت کاغذ گرفته تا شیوه حمایت از ناشران، همه این موارد نقش داره.
      ممنون، اصلاح شد.

  1. بدون بازتاب