بایگانی

بایگانی برای دسته ی ‘روزمرگی’

خاطره یک روز موتور سواری در تهران

۵ اردیبهشت ۱۳۹۱ ۱ دیدگاه

دقیقا نمی‌دانم چه شد که آن روز با چند دقیقه تاخیر از خانه راه افتادم. محلی که سر ساعت باید به آن می‌رسیدم در شرق تهران بود و من کمتر گذرم به این سمت از تهران افتاده بود. آن طور که پیش خودم حساب کردم، با مترو می‌توانستم به موقع برسم و تاخیری نداشته باشم اما وقتی در بین راه از مردم شنیدم که هنوز آب‌ گرفتگی خط ۴ مترو برطرف نشده، کمی نگران شدم. مسیر را تغییر دادم  و به فکر اتوبوس‌های BRT افتادم اما آن هم تا یک جاهایی می‌توانست به من کمک کند و بعد از آن را باید با چند خط تاکسی مختلف می‌رفتم. تقریبا مطمئن شده بودم که اگر بخواهم به این شکل بروم، دقیقا ۴۵ دقیقه دیر به محل می‌رسم و این برای من خیلی بد می‌شد. در همین فکرها بودم که ناگهان چشمم به موتور سواران افتاد که هر کدام یک مسیر را داد می‌زدند. به سمت یک موتور سوار با موتور وا رفته‌اش نزدیک شدم و آدرس را نشانش دادم. طبق روال معمول، طوری آدرس را شرح داد ( اگر بخوای این مسیر رو بری، باید ۴-۵ تا تاکسی سوار شی و کلی هم دیرت میشه، می‌تونی با موتور بری که خیلی هم سریع‌تر برسی) که من قیده تاکسی را بزنم و با موتور بروم. در ذهنم یک تصمیم‌گیری سریع کردم و قبول کردم که ایشان من را با موتور برساند.

موتور سواری تهران

عکس از: زهرا مهدی‌زاده

ادامه ی نوشته