بایگانی

نوشته های برچسب زده شده ‘نمایشگاه’

طرح‌های ناب و خارق العاده در مسابقه سالانه فراری

۳ مرداد ۱۳۹۰ ۸ دیدگاه

خلاقیت و نوآوری در شرکت‌های مختلف خودروساز همیشه از جایگاه ویژه‌ای برخوردار است و میل به ساخت محصولات متفاوت را در هر شرکتی می‌توان مشاهده کرد. هر ساله در نمایشگاه‌های مختلف، خودرو سازان برتر جهان آخرین تولیدات خود را در معرض دید عموم قرار می‌دهند تا بر اساس نوع خودرو و کاربرد آن، چند ماه بعد از نمایشگاه به تولید انبوه برسند. شرکت فراری از محبوب‌های صنعت خودرو سازی جهان است که باعث افتخار کشور ایتالیا است. این شرکت هر ساله مسابقات طراحی خودروهای هیبریدی کانسپ خود را برگزار می‌کند تا از خلاقیت جوانان در محصولات خود استفاده کند. بسیاری از طرح‌های ارائه شده ممکن است بسیار پیشرفته و تولید آن دور از ذهن باشد اما همین طرح‌ها سر آغاز تولیدات متفاوت در سال های آینده برای این شرکت است. این مسابقات هر ساله در کشور ایتالیا برگزار می‌شود و دانشجویان ۵۰ کالج در آن شرکت می‌کنند. تصاویر ممکن است اسکچ و طرح ذهنی دانش آموزان و یا طرح پیشرفته تر آنها در برنامه‌ها و نرم افزارهایی نظیر Catia باشد. علاوه بر اسکچ‌ها، ماکت‌هایی از طرح‌های آنها نیز تهیه و در قالبی بسیار زیبا و در حد یک خودروی واقعی تولید ‌می‌شوند که توجه بازدید کنندگان را نیز در اکثر مواقع  به خود جلب می‌کند. در اعلام نتایج این مسابقات این نتایج به دست آمد:
نفر اول : طرح کانسپت  eternità ( از کره جنوبی)
نفر دوم: طرح کانسپت xezr (از آذربایجان و ایتالیا)
نفر سوم : طرح کانسپت cavallo bianco ( از انگلیس)

ادامه ی نوشته

بیست و چهارمین دوره نمایشگاه کتاب از نگاه یک بازدید کننده

۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۰ بدون دیدگاه

امسال نیز به رسم سال های قبل، با هدف آشنایی با جدیدترین کتاب ها، تصمیم گرفتم که به نمایشگاه کتاب (بیست و چهارمین دوره) برم و یه روز رو برای این کار تعیین کردم. بعد از رسیدن روز موعود، بار و بندیل را جمع کردم و کوله را به دوش انداختم تا برم و ببینیم که امسال باید چه بخرم! در اولین قدم برای جلوگیری از آلودگی هوا و ترویج استفاده از سیستم حمل و نقل عمومی، سوار مترو شدم تا هم دود اگزوز ماشین وارد هوا نشود  و هم بر تعداد استفاده کنندگان از حمل و نقل عمومی بیافزایم! در اولین حرکت باید برای رسیدن به نمایشگاه به خط امام خمینی می رفتم که به لطف تاخیر های بی سابقه! مترو تهران، حدود ۲۰ دقیقه منتظر ماندم که قطار درب خود را ببنند تا به ایستگاه امام خمینی بروم. در ابتدا و تا ایستگاه امام خمینی، جمعیت نسبتا زیاد بود اما قابل تحمل بوده و به جز لِه شدن کفش و خاکی شدن پاچه شلوار، به سلامت بیرون آمدم، بعدش برای تغییر مسیر به سمت خط یک یعنی تجریش به راه افتادم که در بین مسیر یک بوی تهوع آور را استشمام کردم، اطراف خود و زمین را نگاه کردم تا شاید یک چیز فاسد شده را دیده باشم و علت رو جیا بشم، اما چیز ندیدم، تا اینکه چند قدم جلوتر، یک پیرمرد با مفتضح ترین شکل ممکن با یک کت بلند را دیدم که هر کسی در اطراف بود، فرار می کرد! و این پیرمرد ظاهرا چند سالی به حمام نرفته بود و چرک از سر و رویش می بارید. پس از پشت سر گذاشتن این پیرمرد بدبو، به سمت قطار های خط یک رفتم که با دیدن خیل عظیم جمعیت؛ از داشتن چنین مردم کتاب خوانی به وجد آمدم؛ به طوری که منتظر شدم تا دو قطار بروند و من جلوی درب قرار بگیرم، که همین هم شد و توانستم با سومین قطار که انصافا با فاصله کمی رسید، وارد شوم اما اینجا فشار بسیار بود چون همه مشتاقان کتاب می خواستند خود را جا دهند و به مصلی بیایند. پس از تحمل کش و قوس های فراوان، به ایستگاه مصلی رسیدم و به نمایشگاه کتاب سلامی کردم و با شوق وارد شدم. از همان ابتدا کاملا برایم قابل درک بود که با این گرمای هوا( +۳۰)، نمی توانم تمام غرفه ها را ببینم، پس غرفه ها را گلچین کردم تا فقط به بخش، کتاب های دانشگاه، خارجی و عمومی بروم.

ادامه ی نوشته